محمد رضا قمشه اى
103
مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )
خودشان شاگردى آخوند و همچنين ظهور حالات عجيبه آخوند را شنيدم » « 1 » . آقاى قرقانى به نقل از كتاب تاريخ حكما و عرفاى متأخر بر صدر المتألهين مىنويسد : « مرحوم ملّا محمّد كاشانى معاصر و يار صميمى حكيم جهانگير خان قشقايى بوده و ارتباط قلبى خاص با هم داشتهاند و هر دو در حالت مجرّد در دو حجرهاى كه در مدرسه صدر اصفهان داشتند زندگى مىكردند . ساليان دراز در حوزهء علميهء اصفهان ، كلمه خان و آخوند ، ورد زبانها بوده و از زبان باقيماندگان آن زمان ، اين دو نام مقدس را با تجليل و تعظيم مىشنويم . مرحوم آخوند در أدبيات و رياضيات و هيئت و نجوم بر ( خان ) برترى داشت و در عوض خان به استادى و مهارت در موسيقى و فنّ طبّ و طبيعيات از آخوند ممتاز بود . هر دو استاد در حقيقت اهل دين و دانش بودند نه از قماش جاهلان عالم نما ، كه مصطلحات علمى را وسيله تفاخر و تكاثر جاه و مال قرار داده باشند . اين است كه به هيچوجه با يك ديگر رقابت و هم چشمى و منازعت نداشته بلكه با يك ديگر با كمال رعايت احترام و مؤدّب و صفا و يگانگى رفتار مىكردند و در ترويج و بزرگداشت يك ديگر اهتمام مىورزيد » « 2 » . خدايشان رحمت كناد . در مورد رفاقت و دوستى مرحوم آخوند كاشى و جهانگير خان مسموع است كه : وقتى جهانگير خان به رحمت ايزدى پيوست ، به رسم تشييع ، جنازه مطهّر او را به مدرسه صدر ، محل حجرهء وى آوردند . در اين هنگام كه آخوند كاشى از اين حادثه بسيار متأثر و ناراحت بود لذا به شاگردان خود فرمود ، مرا به تشييع خان ببريد . گر چه هر گونه حركتى براى او سخت بود و ليك جنازه او را از داخل مدرسه تا درب
--> ( 1 ) - شكورى ، ابو الفضل ، سيره صالحان ، صص 177 - 178 . ( 2 ) - فرقانى ، مهدى ، زندگى حكيم جهانگير خان ، ص 54 با تلخيص و تصرف .